
راستش گاهی وقتا اونقدر دلم آرامش می خواد که حتی حوصله هیجان های خیلی
کوچیک و معمولیو هم ندارم . هیجانی مثل نوشتن اینجا . گاهی محیطش خفه ام
می کنه ... احساس می کنم نمی تونم حرف بزنم ، یه چیزی توی گلومه ...
اگه می خوام اینجا ننویسم واسه اینه که توی این مقطع زمانی دیگه وبلاگ نوشتن
ارضام نمی کنه ، شاید توی تنهایی نوشتن ...
نه ! کم نیاوردم ، این روزها هر جایی دنبال سکوت و آرامش می گردم و دلم
می خواد برم جایی که هیچکس منو نشناسه و همه غریبه باشن ...
خداحافظ همسايه ها .
